به خوندن شعرو داستان و رمان خيلي علاقه دارم.انقدر كه اگه يه رمان قشنگ گيرم بياد،تا اخرش رو نخونم نميگذارمش زمين.رمانهاي ايراني كه خوندم جز: سووشون و ستاره اي براي من و بامدادخمار ، بقيه شون به دلم نچسبيد.اما رمانهاي خارجي هر چي خوندم قشنگ بودمثل:همسر رئيس جمهور، قمارباز، كيمياگر،دزيره،برباد رفته، شازده كوچولو:كه فكرميكنم هركي نخوندتش نصف عمرش برفنا،پائيز -پدرسالار و گابريلاگل ميخك دارچين و..... . امابه نظرم هيچ كدوم به قشنگي داستان آفرينش انسان نيست مخصوصاً اونجايي كه شيطون جدمون آدم وحوارو گول زدوخلاصه شيطوني كردندوسيب وسوسه و... از بهشت رانده شدند وما الآن اينجاييم.از همون اولش كه قرار بود انسان خلق بشه با مخالفت بود، آيا كسي رو مي آفريني كه در زمين فساد كنندوخون همديگر وبريزند؟
فكر ميكنم اين داستان زندگي همه ماست. اين ژنه يه جورهايي تو وجود همه ما موند. مثلاً هر چيزي رو خودمون بايد تجربه كنيم و گوشمون به حرفهاي ديگران بدهكار نيست ويا اينكه تمام نعمتها وچيزهاي خوبي كه داريم نميبينيم و ميچسبيم به همون يه چيزي كه نداريم اما به محض به دست آوردنش ، تازه پشيمون ميشيم كه ارزشش رو نداشت و اشتباه كرديم و....به دستش هم نياريم هميشه حسرتش رو ميخوريم. او انسان را در بهترين وضع وصورت آفريدوكليد برگشت هم شد دلمون!حضرت حوا رو انقدر زيبا آفريده بود كه وقتي براي اولين بار خودش رودر آب چشمه ديد ساعتها محو تماشاي خودش شد ! ما چه قدراز ، زيبايي حوارو واسه خودمون نگه داشتيم؟ويا حضرت آدم،براي اولين بار كه حوا روديد و عاشقش شد خودش رو آدم معرفي كرد! "مردها چه قدر از آدميت حضرت آدم رو براي خودشون نگه داشتند؟"
خلاصه اين سيب وسوسه كار خودش رو ميكنه و ما همچنان به عنوان قسمت،سرنوشت،يا تقدير و هر چيزي زير دندان مزه اش ميكنيم
فكر ميكنم اين داستان زندگي همه ماست. اين ژنه يه جورهايي تو وجود همه ما موند. مثلاً هر چيزي رو خودمون بايد تجربه كنيم و گوشمون به حرفهاي ديگران بدهكار نيست ويا اينكه تمام نعمتها وچيزهاي خوبي كه داريم نميبينيم و ميچسبيم به همون يه چيزي كه نداريم اما به محض به دست آوردنش ، تازه پشيمون ميشيم كه ارزشش رو نداشت و اشتباه كرديم و....به دستش هم نياريم هميشه حسرتش رو ميخوريم. او انسان را در بهترين وضع وصورت آفريدوكليد برگشت هم شد دلمون!حضرت حوا رو انقدر زيبا آفريده بود كه وقتي براي اولين بار خودش رودر آب چشمه ديد ساعتها محو تماشاي خودش شد ! ما چه قدراز ، زيبايي حوارو واسه خودمون نگه داشتيم؟ويا حضرت آدم،براي اولين بار كه حوا روديد و عاشقش شد خودش رو آدم معرفي كرد! "مردها چه قدر از آدميت حضرت آدم رو براي خودشون نگه داشتند؟"
خلاصه اين سيب وسوسه كار خودش رو ميكنه و ما همچنان به عنوان قسمت،سرنوشت،يا تقدير و هر چيزي زير دندان مزه اش ميكنيم
