تبليغاتX
چي بگم

چي بگم

مهم نيست

من عاشق معماري ام كه گوته آن راموسيقي يخ زده ناميده:عاشق خانه هاي قديمي با شيشه هاي رنگي وپنج دري و اندروني وبيروني ام،عاشق بادگيرهاي بلندوحوض وفواره وسرو،گلهاي توي باغچه ام و البته معماري مدرن هم دوست دارم و معتقدم كه يك معماري موفق معماري است كه درآن تلفيقي از معماري كهن كه حاصل سالها تجربه گذشتگان ومعماري مدرن كه حاصل تفكرقرن بيستم است باشد، شايد يكي از آرزوهام هم باشه. يه روزمطلب جالبي ازدوستم كه دانشجوي معماريه شنيدم اين خانم به من گفت كه يك روز استادشون اومده سركلاس وگفته يك برگه كاغذ،دربياريد وچيزي كه امروز در مسيردانشگاه توجه شمارو به خودش جلب كرده نقاشي كنيد.واي عجب سئوالي!يه حرف و فكر تازه، پيش خودم فكر كردم اگه من توي اون كلاس بودم چي ميكشيدم؟اصلاًچه قدربه محيط اطرافم دقيق ميشم؟به يادحرف سهراب افتادم كه:زندگي يافتن يك سكه ده شاهي درجوي خيابان است،چه قدر خوشگل گفتي سهراب،همين چيز تازه همين تَلنگُره،اون سكه است.ولي ميشه همه چيز رو نقاشي كرد؟مثلاً چيزي كه ذهن من رو به خودش مشغول كرده: يه زماني فكر ميكردم فيلتر شامل تصاوير و مطالب مستهجن ميشه!!اما وقتي سايت تمام خبرگزاريهاي مطرح وكلاً اطلاعات ومهم ترازهمه حقيقت است كه فيلتر ميشود،فهميدم كه هنوزبه غيرازعدالت!!خيلي چيزهارونميدونم.اگه ميخواستم سركلاس اون استاد،چيزي كه توجه ام رو به خودش جلب كرده نقاشي كنم،مطمعناً تمام صفحه رو با مداد سياه ميكردم، اينه چيزي كه توجه ام رو به خودش جلب كرده:فيلتر!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 6:15 PM  توسط shirin  | 

شهري بابرجهاي افراشته،خانه هاي تاريك وروشن،خانه هاي شطرنج،مهره هاي بازي:سرباز و شاه و وزيرو رخ و....من وتو و.... دستي كه بازيگردان است،سياه ميكند،سفيد ميكند،وزير ميكند سرباز ميكند، بخواهد سرباز را به خانه آخر ميرساندو ناجي ميكند،عاشق ميكند،ميشكند،نخواهد همان سرباز ميماند و زود خيلي زود از صفحه محو ميكند، مرزها و حدها ،انگار پاياني ندارد،خانه هاي شطرنج ،قواعد بازي ، مرزهاي خانه،شهر،كشور،تا آخر دنيا،مرزها ومرزها ومرزها.........وتا آخر دنيا مهره ها و رده بندي قدرت وشايد ثروت!!ودر نهايت قدرت!!! قواعد بازي تغيير نميكند، هزار سال هم كه بگذرد تغيير نميكند،هر چه قدر هم كه بالا بري وبرنده باشي آخر كسي پيدا ميشودكه تو را به پائين بكشد و دوباره تكرار قدرت و حكومت وباز هم به پائين ميكشندت!!ما كجاي صفحه شطرنجيم؟قدرتي داريم ومطمعناً از سياست دور نيستيم وسياست بازي ميكنيم؟يا سربازيم وفقط زندگي ميكنيم؟واقعاً مهره ايم؟

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 12:0 PM  توسط shirin  |